على رمضان اوسى

14

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى )

ضعيف دانستن روايات منسوب به ائمّه شيعه منجر شود . 2 - علّامه اضافه بر روش‌هاى تفسيرى كه در ميان مفسّران قديم رايج بود ؛ مواردى را كه انگيزه نهضت جديد در تفسير است ، دارا مىباشد . لذا به شبهات و مسخ مفاهيم اسلامى كه توسط دشمنان اسلام صورت مىپذيرد با آگاهى و بصيرت اجتماعى كه از قرآن و درك صحيح آن نشأت مىگيرد ، به پاسخگوئى مىپردازد . شاهد اين مطلب دهها عنوان بحث در اواخر مجلّدات الميزان مىباشد . همين مطلب مرا واداشت تا به توضيح حجم مطالبى كه علّامه از روش مفسران قديم و جديد در تفسير خود بدان تمسك جسته ، بپردازم . 3 - با توجّه به نظام حوزوى ، علّامه از جايگاه و درجهء علمى رفيعى در نزد شيعه اثنىعشرى برخوردار است . وى از مجتهدينى است كه توانائى استنباط احكام شرعى از منابع اصلى را دارد و تفسير الميزان بيانگر اوج كوشش‌هاى تفسيرى معاصر ، توسط شيعه مىباشد . اين مسئله از عواملى بود كه مرا تشويق كرد تا به تبيين تفسير الميزان براى آگاهى ، نسبت به ميزان تحوّل تفسير شيعى ، بدنبال تحوّلات و حوادثى كه در دنياى اسلام رخ داد ، بپردازيم . 4 - بدين وسيله خواستم تا ميان كوشش تفسيرى علّامه سيد محمّد حسين طباطبائى و تاريخ كلّى تفسير ، پيوند داده و ربط آن را با آهنگ تحوّل روش‌هاى تفسيرى در طول مراحل مختلف برقرار سازم . اين مهمّ در ضمن آشنائى با روش‌هايى كه توسط مفسّران مورد استناد قرار مىگرفت ، صورت پذيرفته است . در واقع افتخار بزرگى است كه يك محقّق در سايه قرآن زندگى كرده ، از آن استفاده نمايد و مفيد واقع شود . قرآن قانون اساسى بزرگ و كتاب مقدّسى است ، كه درك ما بر پايه آن استوار است . سلوك ما بر اساس آن نظم مىپذيرد و وحدت ما بواسطه آن مستحكم مىشود . هر تحقيقى درباره قرآن ، يا آنچه مربوط به قرآن است ؛ افتخارى براى پژوهشگر بوده و نورى است كه راه را براى وى روشن مىسازد . پس ، از خدا كمك گرفته و تنها او ما را كفايت مىكند . امّا مشكلاتى كه در اين بحث مواجه شدم . مهم‌ترين آنها اين بود ، كه